evry thing سه شنبه 27 تير 1391برچسب:, :: 12:30 :: نويسنده : Mona
1 محبت شدیدی که به تو داشتم 2 دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من به تو 3 روز به زوز بیشتر می شود و هرچه تو را بیشتر میشناسم 4 به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم 5 این احساس در قلب من قوت میگیرد که بالاخره روزی باید 6 از هم جدا شویم و دیگر من هرگز مایل نیستم 7 شریک زندگی تو باشم بهاری کوتاه اما 8 توانستم به طبیعت پست و فرومایه ی تو پی ببرم و 9 بسیاری از صفات ناشناخته ی تو برایم روشن شد و 10 این خودخواهی، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ کس نمی تواند تحمل کند و با این وضع 11 اگر ازدواج کنیم تمام عمر را 12 به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند 13 خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان که 14 از زدن این حرف ها اصلا عذاب وجدان ندارم 15 این مطلب را از روی عمق احساس می نویسم چقدر برایم ناراحت کننده است اگر 16 باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی بنابر این از تو میخواهم که 17 جواب من را ندهی چون حرفهای تو تمامش 18 دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت دارای کمترین 19 احساسات و عواطف و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه 20 تو ویادگار تلخ عشقت را فراموش کنم و نمیتوانم قانع شوم که 21 تو را دوست داشته باشم و شریک زندگی تو باشم.........
حالا اگر میخواهی میزان علاقه ی من به خودت را بدانی همین مطلب را از اول ولی فقط با شماره های فرد بخوان......... منبع: خانوم بلا نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب
پيوندها
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |